تتر (USDT) سالهاست که یکی از اصلیترین استیبلکوینهای بازار رمزارز شناخته میشود؛ ارزی که با وعدهی ثبات قیمت و نقدشوندگی بالا، به مقصد نخست کاربران برای ذخیره و انتقال دارایی دیجیتال تبدیل شده است. اما طی ماههای اخیر، اتفاقاتی در این حوزه افتاده که باعث شده بسیاری از فعالان بازار دوباره این سؤال را مطرح کنند: آیا تتر هنوز یک انتخاب امن است؟
در هفتههای گذشته، چند کیفپول شامل تتر به دستور شرکت صادرکننده یا نهادهای قضایی مسدود شد. این اتفاق نه به دلیل تحریمهای ایران یا اشتباه کاربران، بلکه به علت ساختار متمرکز تتر رخ داد. همین ویژگی باعث شده کاربران با نگاهی جدید به بحث امنیت استیبلکوینها نگاه کنند؛ امنیتی که تنها به رمز عبور قوی یا احراز هویت دو مرحلهای محدود نمیشود، بلکه به ذات طراحی یک ارز و میزان کنترلپذیری آن از سوی نهاد مرکزی مربوط است.
تتر برخلاف ظاهر سادهاش، ارزی بسیار کنترلشده است. شرکت صادرکننده آن، Tether Ltd، امکان فریز یا از دسترس خارج کردن هر کیفپولی را دارد. همین موضوع باعث شده در چندین نوبت، حسابهایی بدون هشدار قبلی فریز شوند. بهعنوان نمونه، در ژوئیه ۲۰۲۵، تتر حدود ۸۵ هزار دلار از کیفپولهایی که به فعالیتهای مشکوک مرتبط بودند را فریز کرد. این مبلغ گرچه از نظر عددی بزرگ نیست، اما پیام سیاسی و فنی بزرگی داشت: تتر تحت شرایط خاصی میتواند و میخواهد هر حسابی را مسدود کند.
پیش از این نیز نمونههای بزرگتری از فریز داراییها گزارش شده بود. از جمله در سال ۲۰۲۴ که بیش از ۷۰۰ میلیون دلار از داراییهای مربوط به کاربران ایرانی به طور بالقوه تحت نظارت قرار گرفتند و در مواردی نیز حسابها به طور کامل از دسترس خارج شدند. این موضوع بار دیگر قدرت کنترل متمرکز تتر را نشان داد؛ قدرتی که اگرچه از دید قانونگذاران مفید تلقی میشود، اما برای کاربرانی که به دنبال آزادی مالی هستند، خطرناک و محدودکننده است.
تتر البته تنها بازیگر این میدان نیست. استیبلکوینهای دیگری نیز با اهداف مشابه وارد بازار شدهاند، اما هر یک ویژگیها و ساختار خاص خود را دارند. بهطور کلی، استیبلکوینها را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: متمرکز، نیمهمتمرکز و غیرمتمرکز.
استیبلکوینهای متمرکز نظیر USDT، USDC و TUSD توسط شرکتهای متمرکز مدیریت میشوند و معمولاً پشتوانهای از ارزهای فیات دارند که در بانکها نگهداری میشود. این ارزها نقدشوندگی بالایی دارند و با بسیاری از صرافیهای بزرگ هماهنگ هستند، اما در عوض کنترلپذیرند و میتوانند فریز یا محدود شوند.
در مقابل، استیبلکوینهایی مانند DAI ساختاری غیرمتمرکز دارند و توسط قراردادهای هوشمند اداره میشوند. این مدل اگرچه امنیت و استقلال بیشتری برای کاربران فراهم میکند، اما پیچیدگیهای فنی و نیاز به شناخت عمیقتری از زیرساخت آن دارد. همچنین ممکن است در شرایط خاص، به دلیل تغییرات بازار یا قیمت وثایق، دچار نوسان شود.
دستهی سوم استیبلکوینهای نیمهمتمرکز مانند FDUSD هستند که سعی کردهاند میان شفافیت، نظارت قانونی و استقلال کاربر تعادلی برقرار کنند. این ارزها معمولاً دارای پشتوانهی کامل هستند و گزارشهای مالی رسمی منتشر میکنند، اما از نظر فنی همچنان قابلیت فریز دارند. برخی از آنها تحت نظارت رگولاتورهایی مانند اداره مالی هنگکنگ یا کمیسیون بورس آمریکا فعالیت میکنند.
با نگاهی به آمار جهانی، مشخص میشود که بازار استیبلکوینها بهشدت در حال رشد است. در حال حاضر بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار از کل داراییهای دیجیتال بازار به صورت استیبلکوین نگهداری میشود. پیشبینیها نشان میدهد که این عدد تا سال ۲۰۳۰ ممکن است از ۳.۵ تریلیون دلار نیز عبور کند. همین موضوع باعث شده دولتها بهطور جدیتری وارد حوزه قانونگذاری رمزارزها شوند.
در ایالات متحده آمریکا، قانونی تحت عنوان GENIUS Act تصویب شده که شرکتهای صادرکننده استیبلکوین را موظف به نگهداری پشتوانه کامل، ارائه گزارشهای شفاف مالی، و رعایت قوانین ضدپولشویی میکند. این قانون در کنار استانداردهای بینالمللی مانند Basel III و دستورالعملهای FATF، فشار مضاعفی بر شرکتهایی نظیر تتر وارد کرده است. با این حال، در عمل هنوز کنترل نهایی در دست این شرکتها باقی مانده و کاربران باید تصمیم بگیرند که چقدر به این ساختار اعتماد دارند.
اتحادیه اروپا نیز از سال ۲۰۲۵ مقررات MiCA را اجرایی کرده که به موجب آن هر استیبلکوینی که قصد فعالیت در کشورهای اروپایی دارد، باید شفافیت کامل در مورد ذخایر خود داشته و قابلیت پیگیری مالی تراکنشها را فراهم کند. این موضوع میتواند به پذیرش گستردهتر استیبلکوینهای شفافتر مانند USDC یا TUSD منجر شود.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای کاربران ایرانی و سایر کاربران در مناطق پرریسک این است که چگونه از دارایی خود محافظت کنند؟ پاسخ روشن است: تنوع در انتخاب.
برای نمونه، میتوان بخشی از دارایی را در USDC یا TUSD نگه داشت تا از مزایای نقدشوندگی و پذیرش بالا بهرهمند شد، اما در عین حال درصدی از سرمایه را در DAI به عنوان گزینهای غیرمتمرکز و مقاوم در برابر سانسور نگهداشت. همچنین میتوان استیبلکوینهای نوظهور مانند FDUSD را که تحت نظارت دقیق نهادهای مالی معتبر هستند نیز بررسی کرد.
در ایران، صرافیهایی که زیرساخت کیفپول اختصاصی و امن دارند، میتوانند گزینهی مطمئنتری برای کاربران باشند. برای مثال، صرافی ایران بیتکوین از ولتساز داخلی مبتنی بر استانداردهای امنیتی بینالمللی بهره میبرد و تا امروز حتی یک کیفپول در این سامانه فریز یا پرچمگذاری نشده است. این نکتهای مهم در بازار ناپایدار رمزارزهاست، چرا که نشان میدهد زیرساخت امن میتواند از آسیبهای ناشی از تحریم یا اختلالات بینالمللی جلوگیری کند.
در نهایت، تجربه جهانی نشان میدهد که هیچ راهکار کاملاً بینقصی وجود ندارد. هر گزینهای مزایا و معایب خاص خود را دارد. اما با شناخت دقیق، تنوع هوشمندانه، و بهرهگیری از زیرساختهای امن میتوان ریسکها را به حداقل رساند. استیبلکوینها همچنان ابزاری ضروری در بازار رمزارز هستند، اما نباید از قدرت و تأثیر ساختارهای پشتیبان آنها غافل شد.
کاربران باید بدانند که در دنیای غیرمتمرکز، انتخاب آگاهانه و مدیریت ریسک مهمتر از هر زمان دیگری است. تتر ممکن است سریع و محبوب باشد، اما امنیت واقعی یعنی توانایی کاربر برای کنترل کامل دارایی، بدون نگرانی از تصمیمهای ناگهانی یک نهاد مرکزی. آیندهی بازار بهسمت شفافیت بیشتر و اعتماد توزیعشده حرکت میکند، و در این مسیر، انتخاب درست مهمتر از انتخاب سریع است.